تبليغاتX
فقط سکوت

ستاره روشن شب تنهای من

 

   

    چه باشي چه نباشي دنيا هست

 

                            

 

 

  

+ تاريخ 2009/4/22ساعت 10:54 PM نويسنده هانیه |

 

  

 

 

  ســـــــــــــــــــلام به همه ی دوستای خوبم

 

پیشـــاپیش ســــــــــــــال خوبیو واسه همتون ارزو دارم

 

با بهترین موفقیتا .

                                 عیدتون مبارک

 

 

 

+ تاريخ 2009/3/18ساعت 9:29 PM نويسنده هانیه |

 

 

 گـــــاهی چیزی جـــــــــز

                ســـکوت را نمیتوانــــــی انتخاب کنی

 

           شـــــــــاید به یاد بود قدیمی ...........

 

                       همـــــــــین سکوت هم برایت زیاد باشد!!!

+ تاريخ 2009/2/22ساعت 5:30 PM نويسنده هانیه |

       

سلام.

حال من خوب است. زیر ایوان نشسته ام و سر

 بر زانوان خاطرات گذاشته‌ام؛

اما از تو چه پنهان که تشویش و دلواپسی

                                       به جانم رخنه کرده است.

 بغض های بی‌مقدمه، در گلوی کلماتم ریشه دوانده‌اند.

 صدای پای قطره‌های باران را می‌شنوی؟


دست خودم که نیست اشکهایم را در ترمه‌ای

از نگاه مخملین تو پیچیده‌ام.


می گویند همه عاشقان جهان دلی نازک دارند

                                   دل نازکتر از تنهایی ماه.


حالا ولی مثل ماه در مه فرو رفته‌ام. مرا که می‌شناسی!

سه‌شنبه در مه فرو می‌روم و پنج‌شنبه بیرون می‌آیم.

خوشا به حال تو که سنگها را هم عاشق کرده‌ای.

رودها را به رقص‌ آورده‌ای. نخل‌های جوان که جای خود دارند،

تاکهای پیر را هم مست می‌کنی.

عزیزتــــــــــــــــــــــرینم!            

غروب‌ـــــــــــــها و شب‌های بی‌ماه،

می‌گذرند اگر دلتنگی‌ها رخصت دهند


... و روزی خواهد رســـــــــــــــــید که خورشید

 بر شانه‌های من هم طلوع می‌کند. همین

 

+ تاريخ 2009/1/16ساعت 8:20 PM نويسنده هانیه |

1800Flowers coupon 

 

 

رودها آوازشان را از دست خواهند داد اگر،

 

             سنگها را از پیش راهشان

 

برداریم.

 

 شاد زندگی کن .

 

                      به حرمت چشمای عاشق

 

                        دوست من .

 

+ تاريخ 2008/12/29ساعت 1:50 PM نويسنده هانیه |

 

زندگی....................

 

 

 

 

           کاش وسعت دریا را میفهمیدیم

 

              کاش مفهوم هر ضریه موجو میفهمیدیم

 

          کاش صداشو میشنیدیم حتی تو خواب

کاش...

 

کاش ............

 

کاش...................

 

کلبه ای کنارش داشتیم که هر وقت دلمون

                  میگیره میرفتیم

کنار ساحل ............................

 

 کـــــــــــــــــــــــــــا ش

**************************
****************************************
**********************************************
***************************************************

+ تاريخ 2008/12/19ساعت 9:1 PM نويسنده هانیه |

 

 

سلام .

امروز جمعست . 

 

                 خوب من حوصلم خیلی سر رفته خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir        خوب چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 تازه خوابمم گرفته . خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

 

+ تاريخ 2008/12/12ساعت 12:26 PM نويسنده هانیه |

روزی خودم را با طناب همین زندگی دار خواهم زد و به همه ثابت خواهم کرد هرگز مرگ را فراری نیست

روزی خودم را دار خواهم زد و به همه ثابت خواهم کرد هرگز آنهمه ثانیه ها را که در تلاش زنده ماندنمان کشتیم جز رسیدن به انتها چیز دیگری نبود

روزی خودم را با طناب این زندگی دار خواهم زد و تو خواهی دید که آنچه ورای من و توست جز این چیزیست که می بینیم. آنچه می بینیم در مقابل ورای من، ورای تو، تهی بود از هر چه که بود

روزی خودم را دار خواهم زد و تو خواهی دید که مرگ هرگز آنچه که تصور می کردیم نیست. مرگ تمام من است برای شروع دوباره من. شروع دوباره تو... این را باور کن

آنهایی که بهشت را می خواهند ، باید شهامت مردن را داشته باشند تا به بهشت برسند ، ولی من روزی خود را خواهم کشت تا به همه ثابت کنم که مرگ بازیچه دست من است

روزی خودم را دار خواهم زد تا بدانی اگر خود شروع نکردم خود تمام می کنم

شاید روزی با دیدن تو  و   دیدن دار هر چه که گفتم را فراموش کنم . نمیدانم…

+ تاريخ 2008/12/7ساعت 11:1 AM نويسنده هانیه |