چه باشي چه نباشي دنيا هست

ســـــــــــــــــــلام به همه ی دوستای خوبم
پیشـــاپیش ســــــــــــــال خوبیو واسه همتون ارزو دارم
با بهترین موفقیتا .
عیدتون مبارک

گـــــاهی چیزی جـــــــــز
ســـکوت را نمیتوانــــــی انتخاب کنی
شـــــــــاید به یاد بود قدیمی ...........
همـــــــــین سکوت هم برایت زیاد باشد!!!
سلام.
حال من خوب است. زیر ایوان نشسته ام و سر
بر زانوان خاطرات گذاشتهام؛
اما از تو چه پنهان که تشویش و دلواپسی
به جانم رخنه کرده است.
بغض های بیمقدمه، در گلوی کلماتم ریشه دواندهاند.
صدای پای قطرههای باران را میشنوی؟
دست خودم که نیست اشکهایم را در ترمهای
از نگاه مخملین تو پیچیدهام.
می گویند همه عاشقان جهان دلی نازک دارند
دل نازکتر از تنهایی ماه.
حالا ولی مثل ماه در مه فرو رفتهام. مرا که میشناسی!
سهشنبه در مه فرو میروم و پنجشنبه بیرون میآیم.
خوشا به حال تو که سنگها را هم عاشق کردهای.
رودها را به رقص آوردهای. نخلهای جوان که جای خود دارند،
تاکهای پیر را هم مست میکنی.
عزیزتــــــــــــــــــــــرینم! 
غروبـــــــــــــها و شبهای بیماه،
میگذرند اگر دلتنگیها رخصت دهند
... و روزی خواهد رســـــــــــــــــید که خورشید
بر شانههای من هم طلوع میکند. همین

رودها آوازشان را از دست خواهند داد اگر،
سنگها را از پیش راهشان
برداریم.
شاد زندگی کن .
به حرمت چشمای عاشق
دوست من .
زندگی....................
کاش وسعت دریا را میفهمیدیم
کاش مفهوم هر ضریه موجو میفهمیدیم
کاش صداشو میشنیدیم حتی تو خواب
کاش...
کاش ............
کاش...................
کلبه ای کنارش داشتیم که هر وقت دلمون
میگیره میرفتیم
کنار ساحل ............................
کـــــــــــــــــــــــــــا ش
**************************
****************************************
**********************************************
***************************************************
سلام .
امروز جمعست .
خوب من حوصلم خیلی سر رفته 
خوب چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تازه خوابمم گرفته . 


روزی خودم را با طناب همین زندگی دار خواهم زد و به همه ثابت خواهم کرد هرگز مرگ را فراری نیست
روزی خودم را دار خواهم زد و به همه ثابت خواهم کرد هرگز آنهمه ثانیه ها را که در تلاش زنده ماندنمان کشتیم جز رسیدن به انتها چیز دیگری نبود
روزی خودم را با طناب این زندگی دار خواهم زد و تو خواهی دید که آنچه ورای من و توست جز این چیزیست که می بینیم. آنچه می بینیم در مقابل ورای من، ورای تو، تهی بود از هر چه که بود
روزی خودم را دار خواهم زد و تو خواهی دید که مرگ هرگز آنچه که تصور می کردیم نیست. مرگ تمام من است برای شروع دوباره من. شروع دوباره تو... این را باور کن
آنهایی که بهشت را می خواهند ، باید شهامت مردن را داشته باشند تا به بهشت برسند ، ولی من روزی خود را خواهم کشت تا به همه ثابت کنم که مرگ بازیچه دست من است
روزی خودم را دار خواهم زد تا بدانی اگر خود شروع نکردم خود تمام می کنم
شاید روزی با دیدن تو و دیدن دار هر چه که گفتم را فراموش کنم . نمیدانم…